|
|
ذبح می کنند اگر بگوییم که تاتر همان عدالت فرهنگی است که بی شک و با هزار صداقت از سوس خالق اثر همه پته های جاری سیاست بازان را به سخره بازی می گیرند .
من از این وادی مسخره بی داریوش و بی اعتنا بع مقبرع بزرگ هنرمند بزرگ کوروش کبیر چنان حالم بهم می خورد که به هیچ عنوان از تئاتر دلم تنگ نمی شود چون رهایش نمی کنم که تنگ شود و قرار باشد از تنگه هرمز عبور کنم که هزار لاشخور به دامنه آبهایش چشم طمع باز گشوده اند و نفتش و جزایرش را می بلعند و چقدر بد است که تئاتر در این تنکه نباشد که آنگاه باید گفت اینده این جامعه و پالانش عوض شده وگرنه الاغ همان الاغ است .
سیاوش
|
| ||||||||||||||||
(متن سخنرانی در استراسبورگ، )
نيلوفر بيضايی
تئاتر يكی از معدود شاخه های هنری است كه انديشه، روان وفيزيك انسان در آن از آغاز تا به پايان و به مستقيم و ملموس ترين شكل ممكن حضور دارد. از نقشهايی كه انسان غار نشين از مراسم و آيینهای نمايشی خويش بر ديوارها كشيده است تا عصر تمدن و شهرنشينی ، و از آن هنگام تاكنون ، عنصر نمايش و نياز به بازسازی تصويری زندگی در انسان وجود داشته است.
غريزه ی بازی و تقليد ، يكی از انسانی ترين غرايز بشری است كه شايد سازنده ی هسته ی اوليه ی تئاتر و هنرهای نمايشی باشد. انسان اوليه هراسها و نگرانيها ، آرزوها و خواستهای بدوی خويش را كه اساسا با غلبه بر نيروی طبيعت سر و كار داشته است ، بصورت آيینها و مراسمی كه اوليه ترين و ابتدايی ترين شكل هنر نمايش است ، بازی و بازسازی كرده است . اما بايد اين را هم بپذيريم كه با پيچيده شدن ساختارهای زندگی اجتماعي، با ايجاد تمدن و شهرنشينی ، با ايجاد دولت ، مذهب و غيره ، روابط انسانی نيز پيچيده تر شده است . هر چه بشر پيشتر رفته و مناسبات زندگی خود را بيشتر گسترش داده است، بهمان نسبت نيز روابط و زندگی اجتماعی اش پيچيده تر شده است. تئاتر و اصولا هنر نتيجه نياز بشر به بازنگری و نقد اين پيچيدگيها بوده است.
حد اكثر از زمانيكه جنگ، بحرانهای اجتماعی و انقلابها برمسير زمان سايه افكندند و تاثيرات غير قابل انكاری بر زندگی انسانها گذاشتند ، تئاتری كه بر اساس غريزه ی صرف بازی و به قصد سرگرمی اجرا می شد نيز در موقعيتی بحرانی قرار گرفت. جهان ظواهر بيرونی تحت حمله ی واقعيات اجتماعی تخريب شد. زمان چهره ای سياسی يافت . در دورانی كه سياست به عامل تعيین كننده ای در زندگی انسانها بدل گشته است، تئاتر اگر بخواهد جزء جداناشدنی زندگی انسان و زمان بماند ، نمی تواند نسبت به اين تغيیرات زمانی بی تفاوت بماند. بعبارت ديگر تئاتر نمی تواند غير سياسی باشد. با اينهمه حركت از اين پيش فرض يا پيشداوری كه سياست را با كار سياسی – حزبی يكی می داند ، كاملا نادرست است. پس تئاتر كه از طريق ابزارهنر و امكانات حرفه ای خود به سياست ، جامعه و جهان می نگرد و آنها را نقد می كند ، نمی بايست با ايدئولوژی سياسی كه از چارچوب ويژه ی خود به هنر و به جهان می نگرد ، اشتباه گرفته شود. تئاتر سياسی بازتاب دهنده و منعكس كننده ی نيازهای زمان است ، در حاليكه تئاتر حزبی منعكس كننده ی خواستهای محدود يك جريان سياسی است. هدف نهايی تئاتر سياسی ، تثبيت هنر است بواسطه ی نگاهی كه تغيیر زمان را در می يابد و با زمان پيش می رود و خود تغيیر می يابد، در حاليكه هدف تئاتر حزبي، تحقق بخشيدن به خواستهای گروهی از طريق هنراست .
مهمترين و تعيین كننده ترين عوامل در شكل گيری تئاتر، انسان و زندگی هستند. پتر بروك كارگردان تئاتر در يادداشتهای تئاتری اش می نويسد : “ تئاتر پيش از هر چيز زندگی است. بر اين اساس مهمترين نكته ی مورد نظر ما بيان اين نكته است كه تئاتر بخشی از زندگيست در وسيعترين و گسترده ترين مفهوم آن . تئاتر زندگی است. اما در عين حال نمی توان گفت كه تفاوتی ميان تئاتر و زندگی وجود ندارد. مردم برای بازيابی زندگی به تئاتر می روند ، اما اگر هيچ اختلافی ميان زندگی در بيرون و در درون تئاتر وجود نداشته باشد، وجود تئاتر بی معنی می شود. شايد درست تر باشد كه بگويیم، زندگی در تئاتر قابل رويت تر می شود ، قابل مشاهده می شود، فشرده تر و نمايان تر می شود...“١
“هملت“ شكسپير يكی از معروف ترين نمايشنامه های جهان است كه بارها و بارها در زمانهای مختلف و توسط كارگردانهای بزرگ دنيا اجرا شده است. آنچه در ابتدا و در بسياری از اجراهای گذشته ی اين اثر برجسته می شد، جنبه ی روانشناسانه ی شخصيت “هملت“ ، اين شاهزاده ی دانماركی بوده است. امروز ديگر جمله معروف هملت “بودن يا نبودن ، سوال اينست“ تبديل به كليشه شده است. اما “هملت“ امروز دليل رنج و تنهايی خود را در جايی ديگر می يابد: “ ساختار حكومتی دانمارك اشكالی داشته است“ . در اينجا ميان بررسی روانشناسانه ی ملانكولی و رنج هملت و بررسی عوامل قدرت طلبانه ی حكومتی كه در بوجود آمدن اين ملانكولی نقش داشته ، تنها زاويه ی نگاه بر حسب نياز زمانه تغيیر كرده است .
امروز اجرای دوباره و بازنگری شده ی آثار كلاسيك نمايشی با هدف يادآوری تكرار جنگ و جنايت و بی عدالتی انجام می شود و تقريبا تمام آثار كلاسيك تئاتری اين خاصيت را دارند كه در هر دوره ی تاريخی با نيازهای زمانه قابل تطبيق و در عين حال تاثير گذارند.نمونه ها بيشمارند : يورگن فلينگ در سال ١٩٣٧ ريچارد سوم را با لباس سربازان نازی بروی صحنه برد، سارتر در نمايش مگسها و در پاريس اشغال شده ، نيروهای جبهه مقاومت را در لباس اورست و الكترا اجرا كرد و نمونه های متعدد ديگری از اين دست.
زندگی فردی و اجتماعی بر يكديگر تاثير می گذارند ، اما يك تفاوت اساسی نيز بايكديگر دارند كه بخصوص در جوامع استبدادزده قابل لمس است : سياست در زندگی فردی دخالت می كند در حالی كه فرد و زندگی فردی نمی تواند در سياست دخالت كند.
داستان يكی از قديمی ترين درامهای يونان باستان ، درام “اورستی“ نوشته ی درام نويس يونانی آشيل به سال ٤٥٨٧ قبل از ميلاد مسيح بدين قرار است :
“ زن پادشاه كه شوهرش به جنگ رفته است، معشوقی دارد و بهمراه او پادشاه را پس از بازگشت از جنگ به قتل می رساند. زن و معشوقش قدرت را در دست می گيرند و مستبدانه حكومت می كنند . فرزندان پادشاه نه به پرده برداشتن از اين جنايت كمك می كنند و نه حاضرند استبداد را بپذيرند. پس حق خويشاوندی توسط دادگاهی از آنها سلب می شود كه گوشزد می كند، هيچكس نبايد خود مجری قانون باشد. اين درحاليست كه كشتن پادشاه بدست همسر و معشوق و بقدرت رسيدن آنها خود نتيجه ی يك قانون شكنی بوده است. “
اشيل اين درام را بر اساس اوضاع سياسی خاص زمان خود نوشته است . يكی از سوالات اصلی اين درام اين است كه چگونه قانون می تواند توسط فرد يا افرادی اجرا شود كه دستشان به خون آغشته است ؟
به اين ترتيب برای نخستين بار در تاريخ تئاتر رابطه ی استبداد و قدرت قانونی بر صحنه ظهور می كند. با اينهمه اورستی همين امروز نيز با تكيه بر وقايع سياسی و اجتماعی معاصر می تواند مكررا اجرا شود. اورستی را امروز همانقدر می توان در ارتباط معاصر با شكل گيری حكومت اسلامی اجراكرد كه درتمام كشورهای ديكتاتورزده .
يكی ديگر از معروفترين درامهای جهان “ايرانيان“ نام دارد كه آشيل آن را در سال ٤٧٢ يعنی هشت سال پس از نبرد سالاميس نوشته است. در اين نبرد يونانيان موفق شدند تهاجم ايرانيان را در هم كوفته آنها را نابود كنند. آشيل اين نمايشنامه را نه در بزرگداشت پيروزی كشورش ، بلكه بر ضد جنگ و همه ی جنگها نوشته است. اين اثر شكايت نامه ای بود بر عليه فاتحين و عليه سياست كشورش . نمايش ايرانيان را امروز می توان بر ويرانه های بغداد بروی صحنه برد، بدون اينكه ذره ای از قدرت تاثير گذاری اش كاسته شده باشد.
با نگاهی به تاريخ تئاترو جهان به اين حقيقت تلخ واقف می شويم كه هنوز زور و خشونت و ترور وجود دارد. از يكسو در زمينه های علمی و تكنيكی اكتشافات بزرگی انجام شده است، از سوی ديگر شهوت قدرت ، قتل و شكنجه در بسياری از نقاط جهان وجود دارد. تئاتر هر چند مبنای حركت و خلاقيتش را از اشتياق بی نهايت انسان به رهايی برگرفته است ، هرچند توانسته تاثيرگذار باشد، اما قادر به تغيیر جهان نبوده است و چنين رسالتی را نيز برای خود در نظر نگرفته است. تئاتر ما را متوجه اين نكته می كند كه عليرغم پيشرفتهای عظيم تكنولوژيك ، دربرقراری ساده ترين روابط انسانی و اجتماعی و در نتيجه در پيچيدگيهای روانی –اجتماعی ناتوانيم. تئاتر امروز از ما می خواهد كه بجای ناظر بودن بر جنايت و همگامی با جاني، خود به اكتورهای اجتماعی بدل شويم و سهمی در تغيیرات بر عهده گيريم.
تئاتر فرمها و ژانرهای گوناگون دارد. اما در هيچيك از آنها از انسان و روابط انسانی و حتی بی رابطگی انسانها غفلت نشده است. نمايش “در انتظار گودو“ ی سامويل بكت با اينكه در اروپا در ژانر تئاتر سياسی قرار نمی گيرد ، در كشورهای ديكتاتورزده كه امكان نمايش متنهای مستقيم سياسی وجود ندارد، يكی از سياسيترين نمايشها ست. دو شخصيت اصلی نمايش از آغاز تا پايان نمايش در انتظار رسيدن ناجی كه او را “گودو“ نام نهاده اند ، بسر می برند ، و تمام گفتگوهايشان در اين مورد است كه اگر گودو بيايد ، زندگيشان تغيیر خواهد كرد. آنها اما خود هيچ كاری نمی كنند و تنها منتظرند . مسلما گودو تا پايان هم نمی آيد و نخواهد آمد. چون گودو در حقيقت تك تك مايیم ، اگر حركت كنيم .
|
|
وی که متولد 1302 بود، بیش از 50 سال به اجرای بدون وقفه تئاترهای اجتماعی و طنز پرداخت.
ارحام صدر که دانش آموخته فلسفه است، در خصوص ورود خود به صحنه تئاتر گفته بود:«هنگامی که در کلاس چهارم متوسطه در مدرسه ادب اصفهان قرار بود جشني برگزار شود و در آن نمايش هم باشد و قرار شد كه گروه نمايش از بچههاي مدرسه ادب باشد.آن زمان جناب آقاي كتابي بود و مرحوم ناصر فرهمند، علي اصغر جهانشاهي كه در اين مدرسه رياضيات درس ميداد و بعدها پدر خانم من شد، سر كلاس آمدند و با اشاره آنها به دنبالشان از كلاس خارج شدم. در طول فاصله كلاس تا دفتر در فكر بودم كه اين بار چه كسي از من شكايت كرده است و وقتي وارد شديم هر سه نفر آقاي كتابي- علي اصغر جهانشاه و مرحوم ناصر فرهمند با محبت براندازم كردند، عاقبت مرحوم ناصر فرهمند گفت به ما خبر دادند كه تو توي كلاس مزه پراني و اداي همه را در ميآوري حالا ميخواهيم ببينيم در تأتر هم ميتواني همين كار را بكني. من داشتم از خوشحالي پر در ميآوردم كه آقاي كتابي اضافه كرد ما در مدرسه ميخواهيم يك تأتر به روي صحنه ببريم و شما هم بايد نقش يك محصل بي انضباط را بازي كني.من و بچههاي مدرسه نمايش( رفيق ناجنس) را به روي صحنه برديم و يادم هست كه اين نمايش يك هفته ادامه داشت و به اين ترتيب وارد صحنه تأتر شدم.
ارحام صدر که اکثر کارهای او طنز و با رویکردی اجتماعی بود و به همین دلیل نیز به شکر پاره اصفهان شهره شده بود می گفت وقتی مردم را می خندانم احساس آئينه بودن و آئينه شدن تا خودشان را به خودشان نشان بدهم.
وی در خصوص ورود خود به تئاتر طنز نیز اینگونه گفته بود:«در تأتر سپاهان يك شب هنر پيشه كمدی آقاي بني احمد كه نمايش را با لهجه كاشي بازي ميكرد مريض شد. من هم همان نقش ايشان را با لهجه اصفهاني بازي كردم. و فردا شب حالش خوب شد و آمد وديگر خودش بازي كرد، و از آنجا شد كه من كمدين شدم.»
ارحام صدر که بیشتر نمایشهای کمدی اش رنگ و بویی اجتماعی و انتقادی داشت در خصوص این سبک گفته بود:«وقتي آقاي محمد علي رجايي از كرمان به اصفهان آمد، آقاي رجايي سه دختر داشت كه هر سه دخترش با خودش بازي ميكردند. آقاي فرهمند و جهانشاه و رفيعي همگي موافقت كردند كه نمايشهاي كمدي انتقادي كه به من پيشنهاد داده بودند را بازي كنيم و درد و دلهاي مردم و سختي هاي زندگي را در قالب كمدي به نمايش در بياوريم، و استاد فرهمند به من پيشنهاد كرد كه نقش حاج عبدالغفار را بازي كنم و چون سرباز رزم خود است، بازي كرد و من هم چند نمايش اجرا كردم كه اين چند نمايش انتقادي در مورد مردمي بود كه ماليات ميدادند و اداره ماليات از افرادي ماليات ميگرفت كه تمام دستهاشان پينه دارد.به عنوان مثال از واكسي- حلبيساز- نانوا- نجار و آهنگر، در كل براي همه نمايش كمدي انتقادي به نمايش ميگذاشتم و با استقبال زيادي روبرو ميشد. خاطرم هست كه نمايشي براي ماليات به نمايش گذاشتم و با استقبال زيادي روبرو شد. يادم هست در نمايشي كه در مورد ماليات اجرا كردم بنابراين شد كه مالياتها را از افراد زحمتكش بگيرند و ثروتمندها معاف شوند. پس از نمايش، مردم يك ربع كف ميزدند، نمايشهاي ما اين قدر با استقبال روبرو ميشد كه بليتهاي ما تا ساعت 4 بعد ازظهر تمام ميشد و مردم به خودشان ميگفتند كه اين نمايش را كه درد و دل ما مردم را ميگويد بايد ديد و اين را بگويم تأتر زبان گوياي مردم شد و نمايش (مكتب كمدي انتقادي) به نام ما ثبت شد، و هنوز ميگفتند و ميگويند كه رضا ارحام صدر اين سبك را متداول كرده است و هنوز كساني كه فرهنگ تأتر دارند ميگويند رضا ارحام صدر پايه گذار كمدي انتقادي است.»
وی که در 176 تئاتر، در مدت حاصل 47 سال فعاليت تئاتري خود در چند فیلم سینمایی از جمله شب نشيني در جهنم، یک اصفهانی در نیویورک، جعفر خان از فرنگ برگشته و افسانه شهر لاجوردي، نصف جهان و یک فیلم که درباره زندگی خود او ساخته شده بود به ایفای نقش پرداخته بود.
|
ردیف |
عنوان کتاب |
نویسند/ مترجم |
سال نشر |
شابک |
تعداد صفحات |
قطع |
قیمت |
|
1 |
نامیرا |
نعمت الله لاریان |
1366 |
|
35 |
|
|
|
2 |
مبانی حرکت و بیان |
ناصر آقایی |
1367 |
|
88 |
|
|
|
3 |
تئاتر امروز آفریقا |
بهنام مارتین، کلیوویک/ منوچهر بیگدلی خمسه |
1367 |
|
154 |
|
|
|
4 |
بازیگری |
بوسلاوسکی/ ناصر آقایی |
1367 |
|
132 |
|
|
|
5 |
نمایشدرشرق(تئاترکیمیا، عناصر هنر نمایشی...) |
|
1367 |
|
98 |
|
|
|
6 |
داخداران |
هواس پلوک |
1367 |
|
80 |
|
|
|
7 |
ای داغم سی رویین تن |
یارعلی پور مقدم |
1367 |
|
40 |
|
|
|
8 |
دید مکافات |
جابر عناصری |
1367 |
|
68 |
|
|
|
9 |
عقابی با دو سر |
ژان کوکتو |
1367 |
|
135 |
|
|
|
10 |
تولد |
آرمان گاتی/ رضا سید حسینی |
1367 |
|
128 |
|
|
|
11 |
نقش نمایش در تعلیم و تربیت |
گوردون فایر کلو/ داود دانشور |
1367 |
|
107 |
|
|
|
12 |
نمایش در شرق (مجموعه مقالات) |
جلال ستاری |
1367 |
|
98 |
|
|
|
13 |
جشنواره نمایشهای سنتی |
جشنواره نمایشهای سنتی |
1368 |
|
55 |
|
|
|
14 |
یادمان جشنوارههای تئاتر استانی و منطقهای کشور |
|
1368 |
|
|
|
|
|
15 |
لارنس اولیه (درباره بازیگری و کارگردانی) |
گروه تئاتر آئین |
1368 |
|
26 |
|
|
|
16 |
پلکان |
اکبر رادی |
1368 |
|
156 |
|
|
|
17 |
آهسته با گل سرخ |
اکبر رادی |
1368 |
|
148 |
|
|
|
18 |
آموزش تئاتر نوجوانان |
مهدی پوررضاییان (رضا بدلی) |
1369 |
|
109 |
|
|
|
19 |
سوگ سیاوش |
صادق هاتفی |
|
|
84 |
|
|
|
20 |
پیروزی تخم مرغ |
شروود اندرسن/ منصوره شریف زاده |
1369 |
|
54 |
|
|
|
21 |
حکایت شهر سنگی وگوهرپنهان (دونمایشنامه) |
عبدالعلی شماسی |
1369 |
|
100 |
|
|
|
22 |
اطلسیهای لگدمال شده |
تنسی ویلیامز/ منصوره شریفزاده |
1369 |
|
54 |
|
|
|
23 |
منتظران |
حسین جعفری |
1369 |
|
153 |
|
|
|
24 |
سهراب شنبه و سهراب و ساز و والی قبرستان (دو نمایشنامه) |
خسرو حکیم رابط |
1369 |
|
78 |
|
|
|
25 |
کبودان و اسفندیار |
آرمان امید |
1369 |
|
39 |
|
|
|
26 |
من به باغ عرفان |
پری صابری |
1369 |
|
92 |
|
|
|
27 |
گلبرگ 2 |
ولی الله صادقی |
1369 |
|
59 |
|
|
|
28 |
قبل از انفجار |
حسین فرخی |
1369 |
|
81 |
|
|
|
29 |
پنجرهای بر بادها و کولهبار |
فرهاد ناظرزاده کرمانی |
1369 |
|
93 |
|
|
|
30 |
حساب پرداخت نمیشه |
درایو فو/ جاهد جهانشاهی |
1369 |
|
118 |
|
|
|
31 |
بهار 85 |
گوردون فایر کلو/ داود دانشور |
1369 |
|
108 |
|
|
|
32 |
کیسه بوکس |
علی موذنی |
1369 |
|
110 |
|
|
|
33 |
منتظران |
حسین جعفری |
1369 |
|
165 |
|
|
|
34 |
آن شب که «تورو» زندانی بود |
جووم لارنس، رابرت ادوین لی/ بهزاد قادری، یدالله آقاعباسی |
1369 |
|
350 |
|
|
|
35 |
تعزیه مختار |
|
1369 |
|
111 |
|
|
|
36 |
چهار نمایشنامه |
مهدی پوررضاییان |
1369 |
|
127 |
|
|
|
37 |
گلبرگ 4 |
کارگاه تئاتر کودک |
1370 |
|
120 |
|
400 |
|
38 |
گلبرگ(مجموعه نمایشنامههای ایرانی مخصوص کودکان) |
مهدی پور رضاییان |
1370 |
|
148 |
|
450 |
|
39 |
تثلیث |
ماکس فریش/ جاهد جهانشاهی |
1370 |
|
104 |
|
400 |
|
40 |
کار هنرپیشه بر نقش |
کانستانتین سرگی یویچ/ پرویز تاییدی |
1370 |
|
170 |
|
900 |
|
41 |
ماکس فریش |
هلموت کاراسک/ خسرو پرویزی |
1370 |
|
116 |
|
600 |
|
42 |
ضیافت چای ژنرالها |
پوریس ویان/ هوشنگ حساسی |
1370 |
|
110 |
|
650 |
|
43 |
کتاب شناسی تئاتر |
لاله تقیان |
1370 |
|
315 |
|
2000 |
|
44 |
تئاتر قرن بیستم |
گی دومو، آنتوان وتیز/ نادعلی همدانی |
1371 |
|
200 |
|
1500 |
|
45 |
کتاب سوم تئاتر در غرب از عهد باستان تا عصر باروک |
رولان بارت/ نادعلی همدانی |
1371 |
|
240 |
|
1800 |
|
46 |
خشم شدید |
فلیپ هوش، ماکس فدیش/ خسرو پورحسینی |
1371 |
|
72 |
|
4000 |
|
47 |
پرفسور دکتر هیوپ پوتو توریس |
کورت گتس/ داریوش لطیف پور، رضوان صدقی نژاد |
1371 |
|
150 |
|
750 |
|
48 |
دیار اشکبار |
آره ریسها رویانیان/ ماطهوس خان ملیکیانس |
1371 |
|
118 |
|
600 |
|
49 |
وحشی |
رضا احمدی |
1371 |
|
69 |
|
500 |
|
50 |
همزادان ماه |
محمد ایوبی |
1371 |
|
90 |
|
500 |
|
51 |
گوریل پشمالو |
یوجین گلدستون اونیل/ بهزاد قادری |
1371 |
|
125 |
|
1650 |
|
52 |
نخستین آدم |
یوجین گلدستون اونیل/ بهزاد قادری |
1371 |
|
117 |
|
700 |
|
53 |
ماشین دوزخی |
ژان کوکتو/ محمود هاتف |
1371 |
|
181 |
|
1000 |
|
54 |
پرندگان دیگر نمیخوانند، «مجموعه 21نمایشنامه» |
مدی کایس کاکس/ همایون نور احمد |
1371 |
|
495 |
|
2200 |
|
55 |
نمایشنامه ویژگیهای نمایشی |
اس. دبلیو. داوسون/ داود دانشور |
1371 |
|
272 |
|
1500 |
|
56 |
پنجمین جشنواره نمایشهای سنتی و آیینی |
|
1372 |
|
102 |
|
1000 |
|
57 |
خانه عروسک |
هنریک ایبسن/ هوشنگ پاک روان |
1373 |
|
205 |
|
900 |
|
58 |
دایرة المعارف پلیئاد(جلد اول) |
آندره شائفنر/ نادعلی همدانی، آزاده مستعان |
1375و1383 |
|
416 |
|
|
|
59 |
دایرة المعارف پلیئاد (جلد دوم) |
آندره شائفنر/ نادعلی همدانی، صفیه روحی |
1375و 1383 |
|
584 |
|
|
|
60 |
دایرة المعارف پلیئاد (جلد سوم) |
گی دومو/ نادعلی همدانی، فرزاد همدانی |
1375و 1383 |
|
|
|
|
|
61 |
مجموعه مجالس تود امام حسین(ع)، وداع مدینه و حج بدل به مره |
گونتر بیمه/ حسن پارسایی |
1378 |
|
184 |
|
7500 |
|
62 |
تئوری بنیادی هنر تئاتر |
کانستین سوگی یوچ، استانسیلا وسکی/ اصغر رستگار |
1378 |
فردا، نمایش |
384 |
|
16500 |
|
63 |
اشباح (تراژدی در سه پرده) |
هنریک ایبسون/ اصغر رستگار |
1378 |
فردا، نمایش |
104 |
|
5000 |
|
64 |
دوشیزه رزیتا (نمایشنامه در سه پرده) |
فدریکو گارسیالورکا/ فانوس بهادروند |
1378 |
فردا، نمایش |
96 |
|
5500 |
|
65 |
استاد معمار (تراژدی در سه پرده) |
هنریک ایبسون/ اصغر رستگار |
1378 |
فردا، نمایش |
124 |
|
5000 |
|
66 |
دشمن مردم |
هنریک ایبسون/ اصغر رستگار |
1378 |
فردا، نمایش |
144 |
|
5500 |
|
67 |
مجموعه نمایشنامه مهر |
حمیدرضا نعیمی... |
1378 |
|
224 |
|
|
|
68 |
پرتره (نمایشنامه) |
املا و میر مروژک/ محمدرضا خاکی |
1378 |
|
160 |
رقعی |
4800 |
|
59 |
آنتوان آرتو، شاعر دیدهور صحنه تئاتر |
جلال ستاری |
1378 |
|
128 |
رقعی |
4000 |
|
70 |
خاله اُدیسه (نمایشنامه) |
نغمه ثمینی |
1378 |
نمایش، روشنگران و مطالعات زنان |
144 |
رقعی |
5000 |
|
71 |
تئاتر عروسکی، تاریخچه عروسکها و انواع تئاتر عروسکی |
گونتر بیمر/ حسن پارسایی |
1378 |
|
182 |
وزیری |
7500 |
|
72 |
بکت و تئاتر معنا باختگی |
جیمز رابوتس/ حسین پاینده |
1378 |
|
128 |
رقعی |
4000 |
|
73 |
تئاتر معاصر اروپا |
ناصر حسینی |
1378 |
|
215 |
رقعی |
7500 |
|
74 |
رستم و سهراب |
پری صابری |
1378 |
|
152 |
رقعی |
4000 |
|
75 |
دفتر تعزیه 3 |
داود فتحعلی بیگی، محمد حسین ناصربخت |
1378 |
|
234 |
رقعی |
5500 |
|
76 |
پری داری و شبیهسازی، در جستجوی ریشههای تئاتر |
ژاک بورگو/ جلال ستاری |
1378 |
|
116 |
رقعی |
4500 |
|
77 |
مشکین نامه |
ولی الله ترابی |
1379 |
|
118 |
رقعی |
6000 |
|
78 |
دو نمایشنامه از گروه «رومو» آلمان |
محسن جده دوستان/ حسین سرکار حسن خان |
1379 |
|
52 |
رقعی |
4000 |
|
79 |
کاسپار |
پتر هاندکه/ محسن جده دوستان |
1379 |
|
215 |
رقعی |
6500 |
|
80 |
شناخت نمایشنامه مدرن |
کنت پیکرینگ/ ناصر دشت پیما |
1379 |
|
264 |
رقعی |
8000 |
|
81 |
مرگ گودو |
پی یر برونل/ مازیار مهیمنی |
1379 |
|
208 |
رقعی |
7500 |
|
82 |
آموزش بازیگری و کارگردانی |
درک بوسکیل/ اختر اعتمادی |
1379 |
|
190 |
رقعی |
7000 |
|
83 |
واپسین سودا |
گلبرگ ابوترابیان و... |
1379 |
|
192 |
رقعی |
|
|
84 |
نقشپوشی در شبیه خوانی |
محمد حسین ناصر بخت |
1379 |
|
191 |
رقعی |
8000 |
|
85 |
پرنده سبز |
بنوبسون/ محمود عزیزی |
1379 |
|
88 |
رقعی |
3300 |
|
86 |
نمایش چیست |
مارتین اسلین/ شیرین تعاونی |
1379 |
|
|
|
|
|
87 |
آنتیگونه، شازده کوچولو |
سوفوکل/ محسن جده دوستان، حسین سرکار حسن خان |
1379 |
|
52 |
رقعی |
4000 |
|
88 |
برگزیده آثار هجدهمین جشنواره فجر |
محمدرضا کوهستانی، نریمانی، پشتکوهی، ابوترابیان |
1380 |
|
192 |
رقعی |
7500 |
|
89 |
کلاف زندگی |
عزت القناوی/ محمد صادق شریعت |
1380 |
|
70 |
رقعی |
3000 |
|
90 |
نوشته هایی در باب لعبتکها |
یدالله آقاعباسی |
1380 |
|
47 |
رقعی |
3000 |
|
91 |
وصل هزار مجنون و برنامههای بهار |
سعید تشکری |
1380 |
|
72 |
رقعی |
3000 |
|
92 |
هنر و ماوراء |
فرشید ابراهیمیان |
1380 |
|
168 |
رقعی |
7000 |
|
93 |
هفت درس لوئی ژوژه |
لوئی ژوژه/ محمود عزیزی |
1380 |
|
71 |
رقعی |
3500 |
|
94 |
نمایشنامههای کرمان (جلد سوم) |
مصطفی طیب زاده و... |
1380 |
|
64 |
رقعی |
3000 |
|
95 |
سرخ سوزان |
چیستا یثربی |
1380 |
|
48 |
رقعی |
2500 |
|
96 |
عصرانه لعنتی ـ بیسرپناه |
جان باون، باری برما نیش/ محمود صحرایی |
1380 |
|
151 |
رقعی |
3000 |
|
97 |
نمایشنامههای برگزیده کرمان |
قاسمی، امیدی، فهیمی... |
1380 |
|
248 |
رقعی |
9500 |
|
98 |
پسر خانواده وینسلو |
ترنس راتیکان/ علی مجتهدی |
1380 |
|
160 |
رقعی |
8000 |
|
99 |
نمایشنامه های برگزیده کرمان (جلد دوم) |
یدالله آقاعباسی |
1380 |
|
128 |
رقعی |
85000 |
|
100 |
همسر بداخلاق |
جین مستون/ سیمین امیدیان |
1380 |
رابعه و نمایش |
120 |
|
6600 |
|
101 |
جنگ بزرگ |
جین مستون/ سیمین امیدیان |
1380 |
رابعه و نمایش |
156 |
|
8800 |
|
102 |
کاتر پیلار |
جین مستون/ سیمین امیدیان |
1380 |
رابعه و نمایش |
146 |
|
8400 |
|
103 |
پادشاه اورگانو |
جین مستون/ سیمین امیدیان |
1380 |
رابعه و نمایش |
144 |
|
7900 |
|
104 |
تقصیر، 32 دقیقه از ماجرا، یک رابطه ساده، زن در خانه |
فرهاد اییش |
1380 |
|
72 |
|
4000 |
|
105 |
ریچارد II |
ویلیام شکسپیر، توماس براش/ محسن جده دوستان |
1380 |
|
120 |
|
9500 |
|
106 |
افسون معبد سوخته |
نغمه ثمینی |
1380 |
|
80 |
|
|
|
107 |
پستچی پابلونرودا |
آنتونیو اسکارمتا/ علیرضا کوشک جلالی |
1380 |
|
104 |
|
|
|
108 |
چهار نمایشنامه کوتاه |
فرهاد آییش |
1380 |
|
72 |
رقعی |
4000 |
|
109 |
مرگ تراژدی |
جورج اشناینر/ بهزاد قادری |
1380 |
|
352 |
رقعی |
12000 |
|
110 |
آوای باد |
حمید ابراهیمی |
1380 |
|
40 |
رقعی |
4000 |
|
111 |
دفتر تعزیه 4 |
داود فتحعلی بیگی |
1380 |
|
144 |
رقعی |
7500 |
|
112 |
سامنامه (طومار نقالی) |
حسین حسینی |
1380 |
|
248 |
رقعی |
8500 |
|
113 |
مکبت |
ویلیام شکسپیر/ محمد چرم شیر، فرهاد مهندس پور |
1380 |
نمایش ـ صنوبر |
|
|
|
|
114 |
ریچارد دوم |
ویلیام شکسپیر/ محسن جده دوستانی |
1380 |
|
118 |
رقعی |
9500 |
|
115 |
کارگردانها از تئاتر میگویند |
ماریا ام دلگادو، پل هری تاج ـ یدالله آقاعباسی |
1381 |
|
376 |
وزیری |
15000 |
|
116 |
برگزیده آثار نوزدهمین جشنواره فجر |
نغمه ثمینی، حمیدرضا آذرنگ |
1381 |
|
80 |
رقعی |
4000 |
|
117 |
سیر صحنهآرایی نو |
محسن صالحی |
1381 |
|
176 |
رقعی |
11000 |
|
118 |
برگزیده آثار سیمین جشنواره فجر |
نباتی، برهانی، نجف پور، ... |
1381 |
|
256 |
رقعی |
12000 |
|
119 |
رام کردن زن سرکش |
داود فتحعلی بیگی/ آوا سرجویی |
1381 |
|
176 |
رقعی |
13500 |
|
120 |
دفتر تعزیه 5 |
هاشم فیاض |
1381 |
|
120 |
رقعی |
8500 |
|
121 |
نمایش عروسکی برای هم |
لوئیس بنید راسکات/ محسن شیخی |
1381 |
|
48 |
وزیری |
9000 |
|
122 |
تئاتر و دین |
گابریل مارسل/ جلال ستاری |
1381 |
|
104 |
رقعی |
8500 |
|
123 |
تاریخ طراحی صحنه تئاتر در ایران |
محسن صانعی |
1381 |
|
376 |
وزیری |
2200 |
|
124 |
افسانههای وایانگ |
اوتا ویکرت/ جواد ذوالفقاری |
1381 |
|
88 |
وزیری |
9000 |
|
124 |
هزار و دومین شب شهرزاد و هذیان |
مرتضی سخاوت |
1381 |
|
120 |
رقعی |
8000 |
|
125 |
دفتر تعزیه 6 |
محمد حسین رجایی زفرهایی |
1381 |
|
176 |
رقعی |
9500 |
|
126 |
گفتگوهایی با ساموئل بکت |
احمد کامیابی |
1381 |
|
112 |
رقعی |
12000 |
|
127 |
نمایشنامههای آریستوفان (جلد 1) |
آریستوفان/ رضا شیرمرز |
1381 |
|
360 |
رقعی |
17500 |
|
128 |
دیر راهبان |
فوریراد کاسترو/ اسدالله اموایی |
1381 |
نمایش و صنوبر |
68 |
رقعی |
5800 |
|
129 |
دفتر تعزیه 5 |
هاشم فیاض |
1381 |
|
120 |
رقعی |
8500 |
|
130 |
دفتر تعزیه |
محمد حسین رجایی زفرهای |
1381 |
|
|
|
|
|
131 |
نمایشنامههای معاصر ایران |
مریم موحدیان |
1381 |
|
352 |
رقعی |
15000 |
|
132 |
علی بابا و چهل دزد بغداد |
عبدالرحمن دیهچی |
1381 |
|
56 |
رقعی |
|
|
133 |
هابیل و قابیل |
علیرضا کوشک جلالی |
1382 |
|
48 |
رقعی |
4000 |
|
134 |
کاربردهای نمایش |
جان هاوس/ یدالله آقاعباسی |
1382 |
|
336 |
رقعی |
18000 |
|
135 |
رقص روی لیوانها |
امیررضا کوهستانی/ پونه عبدالکریم زاده |
1382 |
|
128 |
رقعی |
11000 |
|
136 |
برخورد نزدیک از نوع آخر |
چیستا یثربی/ رویا عبداللهیان |
1382 |
|
216 |
رقعی |
11000 |
|
137 |
دفتر تعزیه ( 2ـ 1) |
داود فتحعلی بیگی/ هاشم فیاض |
1382 |
|
336 |
رقعی |
18000 |
|
138 |
نمایش عربی (نمایش در ادب معاصر عرب) |
رسول تقوی |
1382 |
|
184 |
رقعی |
18000 |
|
139 |
تولد |
آرمان گاتی/ رضا سید حسینی |
1382 |
|
128 |
رقعی |
|
|
140 |
کیوگن: نمایش شادی بخش ژاپنی |
مژده شمسایی |
1382 |
|
136 |
رقعی |
9500 |
|
141 |
دفتر تعزیه (7) |
داود فتحعلی بیگی |
1382 |
|
224 |
رقعی |
11500 |
|
142 |
مقدمهای بر نمایش سنتی ژاپن |
لاله تقیان |
1382 |
|
96 |
رقعی |
9500 |
|
143 |
یونسکو و تئاترش |
احمد کامیابی مسک |
1382 |
|
192 |
رقعی |
13000 |
|
144 |
نمایشنامههای آریستوفان |
آریستوفان/ رضا شیر مرز |
1382 |
|
392 |
رقعی |
17500 |
|
145 |
نمایشنامهنویسان معاصر ایران |
مریم موحدیان |
1382 |
|
352 |
رقعی |
15000 |
|
146 |
مردی با چمدانهایش |
اوژون یونسکو |
1382 |
|
208 |
رقعی |
12000 |
|
147 |
آموزش بازیگری و کارگردانی |
درک بوکسیل/ اختر اعتمادی |
1382 |
|
189 |
رقعی |
9000 |
|
148 |
تئاتر جلالالدین خوارزم شاه |
نامق کمال/ علی صادقی |
1382 |
|
360 |
رقعی |
12000 |
|
149 |
فهرستگان نمایش کودک و نوجوان |
سید علی کاشفی خوانساری |
1382 |
|
392 |
رقعی |
11000 |
|
150 |
چهار تیاتر و رساله اخلاقیه |
میرزا آقا تبریزی |
1382 |
|
312 |
رقعی |
17000 |
|
151 |
پارسیفال |
تانکرد دورست/ علی عبداللهی |
1382 |
|
128 |
رقعی |
10000 |
|
152 |
دفتر تقلید 1 |
حسن شمشاد |
1382 |
|
84 |
رقعی |
11000 |
|
153 |
مبانی دکور و صحنه آرایی |
هنینگ لنز/ شیدا شهرامیان، محسن صانعی |
1382 |
|
272 |
رقعی |
15000 |
|
154 |
چهار حکایت از چندین حکایت رحمان |
علیرضا نادری |
1382 |
|
168 |
رقعی |
11000 |
|
155 |
خواب در فنجان خالی |
نغمه ثمینی/ عصمت شیخ الاسلامی |
1382 |
|
192 |
رقعی |
11000 |
|
156 |
پژوهشی در خیمه شب بازی ایران |
یوسف صدیق با همکاری فاطمه داودی |
1383 |
|
|
رقعی |
|
|
157 |
جاده باریک به شمال دور |
رابرت بالت/ روزبه حسینی |
1383 |
|
96 |
رقعی |
|
|
158 |
یک زندگی در سه پرده |
پروانه پزشکی |
1384 |
|
88 |
رقعی |
11000 |
وقتي کلمات به ياريتان نمي آيند، اجازه بدهيد عبارات دوستانه کمک حالتان باشند. اجازه بدهيد عبارات دوستانه به شما کمک کند افکارتان را به زيبايي بر صفحه کاغذ نقاشي کنيد.
1) "ما نه براي يافتن فردي کامل، بلکه براي ديدن کامل يک فرد ناکامل عاشق ميشويم." – سام کين
2) "من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نيست که چه کار مي کنيد، که هستيد و کجا زندگي مي کنيد؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هيچ مرز و مانعي بين آنها وجود نخواهد داشت." – جوليا رابرتز
3) "دوستت دارم نه به خاطر اينکه چه کسي هستي، به اين خاطر که وقتي با توام چه کسي ميشوم." – ناشناس
4) "زندگي به ما آموخته که عشق در نگاه خيره به يکديگر نيست، بلکه در يک سو نگريستن است." – آنتونيو دو سنت اگزوپري
5) "در عشق حقيقي، کوتاهترين فاصله بسيار طولاني است و از طولاني ترين فاصله ها مي توان پل زد." –هانس نوون
6) "عشق يعني وقتي دور هستيد دلتنگ شويد اما از درون احساس گرما کنيد چون در قلبتان به هم نزديکيد." –کي نودسن
7) "اگر هر بار که لبخند بر لبانم مي نشاني، مي توانستم به آسمان بروم و ستاره اي بچينم، آسمان شب ديگر مثل کف دست بود." – ناشناس
8) "بهترين و زيباترين چيزها در دنيا قابل ديدن و لمس کردن نيستند—بايد آنها را با قلبتان احساس کنيد." –هلن کلر
9) "اين عشق نيست که دنيا را مي چرخاند، عشق چيزي است که چرخش آنرا ارزشمند مي کند." – فرانکلين پي جونز
10) "اگر معناي عشق را مي فهمم، همه به خاطر توست." – هرمان هسه

اصولا اجرای نمايشنامه در سرحدّ بين ارتباط جمعی و فردی قرار دارد زيرا نه چون ديگر وسايل ارتباط جمعی از تنوع موضوع فراوان در يک برنامه برخوردار است و نه در يک اجرا می تواند بيش از عده ای معدود را که در سالنی گرد آمده اند تحت تأثير قرار دهد. از طرف ديگر تئاتر از سرعت و وسعت پخش ساير وسايل ارتباط جمعی نيز برخوردار نيست. بدين ترتيب فراگير بودن و قابل ضبط بودن چنان که در عصر جهانی شدن و انفجار اطلاعات فضيلتی به شمار می رود در تئاتر کودک فضيلتی نيست زيرا کارکردهای تئاتر کودک که سپس به آنها خواهيم پرداخت جز به نحو محدود رخ نمی دهد و اين البته به خودی خود جای ملامت ندارد و تئاتر کودکان را می توان به سه گونه تقسيم بندی کرد:
1. تئاتر برای کودکان؛
2. تئاتر به وسيلة کودکان ؛
3. بازيهای دراماتيک.
1- تئاتر برای کودکان
اين گونه تئاتر عبارت از فعاليتی نمايشی است که بزرگترها برای سرگرم کردن کودکان انجام می دهند و شامل دو بخش است:
1-1 تئاتر عروسکی
نمايش در سير تحول خود با ماسک همراه بود. به تدريج ماسک از بازيگر فاصله گرفت و در دستان و مقابل او با کمک ميله يا توسط نخ به حرکت درآمد و اين شکل، «هنر عروسکی» نام گرفت. در نمايش عروسکی، داستان از زبان عروسکها بازگو می شود . افسانه ها و داستانهای حماسی و اساطيری، موضوعات رؤيايی و تخيلی در اين شکل نمايش گوياتر ارائه می شود. نمايش عروسکی در طی زمان، انواع مختلفی چون دستکشی، ميله ای، سايه و... را پذيرفته است.(1)
تئاتر عروسکی در ايران بيش از ده قرن سابقه دارد. در کاوشهايی که در مصر باستان، يونان و روم قديم به عمل آمده است آثاری از اين هنر را در معابد و اهرام يافته اند و اين هنر به تدريج در سراسر جهان مورد استفادة مردم قرار گرفته است. در واقع هرجا تئاتری بوده نمايش عروسکی نيز در برنامه ها وجود داشته و هنوز هم مورد استفاده قرار می گيرد. اگر در حال حاضر کشور چک-اسلواکی به خاطر تکنيک قوی و محتوای مناسب در ارائة تئاتر عروسکی پيشتاز کشورهای جهان است از زمان بسيار قديم تئاتر سايه ای در چين سابقه داشته است و هنوز هم مورد استفاده قرار می گيرد. در اين نوع تئاتر با اين که بازيگران عروسک هستند ولی با استفاده از منبع نوری که در پشت آنها قرار می گيرد و پردة روشنی که در مقابلشان قرار دارد ماجرا به صورت سايه روی پرده نمايان می شود.
عروسکهايی که در تئاتر عروسکی به کار برده می شود با عروسکهای معمولی و کوکی فرق دارند. معمولا قد و اندازة آنها تا نصف اندازة طبيعی است و به کمک نخ از بالا يا دست از پايين يا به وسيلة ميله يا قوة مغناطيسی يا الکترونيکی قابل کنترل هستند.
برای اجرای نمايشنامه های عروسکی از افراد محدودی استفاده می شود که عروسکها را به حرکت درمی آورند. در اين نمايشها دست کارگردان باز است و می تواند با صرف مخارج کم، نمايش جالب توجهی ارائه دهد. گذشته از اين، نمايش عروسکی سخت مورد علاقة مردم و بخصوص کودکان است. به همين دليل مجموعه های تلويزيونی و تبليغاتی بسياری با استفاده از اين هنر تهيه می شود. از اين هنر برای نمايشهای مذهبی و قهرمانی هم زياد استفاده می شود.
نوع ساده تر نمايش عروسکی که معمولا در مدارس، کلاسها و در تلويزيون نيز مورد استفاده قرار می گيرد از عروسکهايی که به وسيلة دست از پايين رهبری می شوند استفاده می کند. معمولا پيراهنی کيسه مانند که به گردن عروسک وصل است و صحنه طوری ترتيب می يابد که از شخص مجری چيزی پيدا نيست. انگشت ميانی، سر عروسک و دو انگشت ديگر، دستهای عروسک را تشکيل می دهند. اين نوع را در فارسی «پهلوان کچل» می گويند.
اشخاصی که با هم اين نوع تئاتر را اجرا می کنند معمولا محدودند زيرا صحنه کوچک است و جا به اندازه کافی ندارد ولی همکاری و سرعت عمل آنها عاملی است اساسی که سبب موفقيتشان می شود.(2)
از ابتدای قرن بيستم نظر به توجه روزافزونی که به کودکان معطوف شد عده ای به فکر تهية تئاتر خاص کودکان افتادند ولی بعد از مدت کوتاهی معلوم شد که تئاتر خاص کودکان از نظر مادی کاری است با نفع مالی اندک؛ زيرا نوشتن نمايشنامه برای کودکان همان زحمات و مرارتهای نمايشنامه نويسی برای بزرگسالان را داشت و اجرای آن هم از نظر دکور، بازيگر و غيره با مشکلات بيشتری همراه بود. اغلب به نمايش درآوردن همان داستانهای شناخته شده و معمولی نياز به تکنيکهای خارق العاده داشت. مثلا قوطی کبريت معمولی بايد به درشکة چهاراسبه تبديل شود يا با دست کشيدن به چراغی، قصر و غلام و غيره پديدار گردد. در مقابل اين مخارج هنگفت، درآمد حاصله به دو دليل ناچيز بود. اول نيمه بها بودن قيمت بليت خردسالان ، ديگر محدودبودن وقت آنها برای استفاده از تئاتر. اطفال فقط آخر هفته فرصت به تئاتر رفتن را داشتند. بدين دليل طولی نکشيد که تهيه کنندة آزاد به کلی از به روی صحنه درآوردن تئاتر خاص کودکان با بازيگر حرفه ای منصرف شد . ولی در زمان حاضر در کشورهايی که ادبيات کودکان تحت نظارت دولت است [...] کار نمايشنامه تربيتی و به وجودآوردن تئاتر خاص کودکان مجدانه دنبال می شود و ذهنهای جوانان از کودکی با اين هنر آشنا شده و دقيق و منطقی بار می آيند.
در بسيار ی از کشورهای ديگر ـ چون انگليس، ژاپن، آلمان، اتريش و فرانسه ـ که در آنها دولت از تئاتر خاص کودکان به طور مستقيم حمايت نمی کند نتايج درخشانی به دست نيامده است، اگرچه انگليسيها به علت سنت تئاتر دولتی شان در اين راه پيشقدم بوده اند و کوششهای فراوان کرده اند. (3)
در آمريکا چندين شرکت بزرگ گروه نمايشی تشکيل داده اند. اين گروهها به سبب کمی اقامت در شهر، درآمد بيشتری دارند، به طوری که توانسته اند تا کنون به فعاليت خود ادامه دهند. ناگفته نماند که اين گروهها از نظر تهية صحنه و انتخاب مطالب با مشکلاتی روبه رو هستند.
پانتوميم ـ يعنی تئاتر بدون حرف ـ نيز اغلب برای کودکان اجرا می شود و اگر خوب اجرا شود بيننده را سخت تحت تأثير قرار می دهد. فکر اصلی نويسنده با حرکتهای گوناگون به بيننده القامی شود. هنرواقعی پانتوميم هم در زيبايی حرکات و هماهنگی آنهاست با هدف نمايشنامه.(4)
اولين بار در فرانسه در سال 1770 خانم معلمی نمايشنامه هايی به قصد آموزش مطالب برای کودکان نوشت و به کمک خود آنها بر روی صحنه آورد. سالها بعد ـ يعنی در ابتدای قرن بيستم ـ در اغلب مدارس، استفاده از تئاتر مورد توجه قرار گرفت و مطالب ادبی، علوم اجتماعی، داستانهای عاميانه را کودکان به کمک مربيان به نمايش درآوردند. در آمريکا کار به جايی کشيده است که اغلب تئاترهای مدارس از محيط مدرسه خارج شده و تحت سرپرستی اشخاصی وارد، نمايشنامه های مختلفی را بر صحنه می آورند و از نظر مالی هم سودجويی می کنند.
در استکهلم نيز بنا به پيشنهاد يک کتابدار آگاه در سال 1922 در هفت کتابخانه به سرپرستی افراد وارد و علاقه مند گروههايی تشکيل شد که بعدا هستة اصلی تئاتر کودکان سوئد را به وجود آورد. اين گروه اکنون هم مدارس و کتابخانه های فراوانی را در کار تئاتر کمک و رهبری می کند. در هند و ژاپن نيز مجامع خاصی تشکيل شده است تا با بررسی و مطالعه بر روی آثار فولکلوريک جامعه به کمک تئاتر کودکان آداب و سنن و فرهنگ ملی را به نسل جوان بشناسانند. شک نيست که هدف تئاتر کودکان دنبال کردن هدفهای آموزشی و پرورشی است و معلم با توجه به اين نکته در صدد پرورش قوة تخيزل، حافظه، قدرت بيان، درک موقعيتها و همکاری گروهی برمی آيد ولی در اين مرحله از کار ، قصد او به هيچ وجه پرورش بازيگر ماهر نيست.(5)
در سالهای اخير، توجه فعاليتهای هنری ـ از جمله تئاتر ـ در مدارس، به دلايل و اسباب گوناگون کمرنگ شده است. پاره ای از اين دلايل عبارت اند از:
نظام آموزشی ما بر يادگيری مطالب به شکل سنتی آن ـ يعنی خواندن و حفظ کردن تکيه دارد و به دليل امکانات کم، روشهايی چون آزمايش، تجربه، نمونه سازی و... را دنبال نمی کند.
خانواده ها به دليل شرايط مالی و دشوار و هزينه های فراوانی که تحصيل فرزندان بر آنها تحميل کرده است به پرداخت هزينة بيشتر بابت فعاليتهای هنری يا علمی تمايلی ندارند و مايل اند فرزندشان بچه ای درسخوان باشد و هرچه زودتر تحصيل خود را با کمترين مشکل به پايان برساند.
چگونگی آزمون سراسری و رقابت فشرده ای که برای ورود به دانشگاه ايجاد شده دانش آموزان را از فعاليتهای فوق برنامه که ممکن است مانعی بر سر راه ورودشان به دانشگاه ايجادکند باز می دارد.
آزمون سراسری دانشگاهها به گونه ای است که حتی دانشجويان رشته های هنری، از ميان نخبگان رشته های رياضی ـ فيزيک انتخاب می شوند. به عبارتی، اين دانش آموزان شانس قبولی بيشتری حتی در رشته های هنری دارند. علاقه مندان به رشته های هنری، ناچار يا بايد از تحصيل در دانشگاه باز بمانند و يا به کلاسهای آزاد نمايش و بازيگری بروند.
علاوه بر اين، دورنمای تاريکی که برای دانش آموختگان رشته های تئاتر ـ بجز تعدادی که به دلايلی امکان رشد در جامعة هنری را پيدا می کنند ـ در بازار کار وجوددارد علاقة اندکی را در دانش آموزان باقی می گذارد که در پی افزايش دانش و تجربة خود در امور هنری و نمايشی باشند و به آن به عنوان شغل آيندة خود نگاه کنند.
مجموعه ای از اين عوامل و برخی عوامل کم اهميت تر باعث شده است که مدرسه به عنوان کارگاه و خاستگاه رشد استعدادهای علمی و هنری دانش آموزان نتواند به وظيفة خود جامة عمل بپوشاند.
2-2 تنگناهای تئاتر مدرسه ای در ايران امروز
برخی عوامل بازدارنده، برخاسته از نظام آموزشی نيست، بلکه به شرايط فرهنگی اجتماعی جامعه بستگی دارد و در واقع ، اين شرايط است که سيطرة خود را ـ به ويژه در حوزة هنر ـ به اين نظام تحميل می کند.
2-2-1 مخالفت خانواده ها
گرچه به نسبت گذشته، از سختگيری خانواده ها در قبال فعاليتها ی هنری فرزندان خود ـ به ويژه اگر دختر باشند تا حدودی کاسته شده است، همچنان اين عامل به عنوان يک عامل تاثيرگذار در دوری دانش آموزان از فعاليتهای هنریـ به ويژه سينما و تئاتر ـ عمل می کند. بسياری از خانواده ها اجازه نمی دهند دختر دانش آموزشان در گروه نمايش مدرسه فعاليت کند؛ هرچند اين گروه زير نظر مستقيم اوليای مدرسه و با رعايت کلية جوانب باشد و البته اين محدوديت در شهرستانها شدت بيشتری دارد.
2-2-2 نگاه تعصب آلود جنسيتی
به دليل سختگيری مذکور برخی خانواده ها، حضور دختران دانش آموز در نمايشهای مدارس، کمتر از پسران است؛ آنچنان که گاه کارگردان يک نمايش به دليل نداشتن بازيگر زن برای نمايش خود، مجبور به حذف برخی از صحنه های نمايش يا تغييراتی در آن می شود.
چند سال پيش در يکی از شهرستانها به دليل آن که کارگردان بازيگر زن را برای اجرای نمايشنامه ای در اختيار نداشت از يک دانش آموز پسر که اتفاقا چهره ای ظريف داشت استفاده کرد. دانش آموزان همکلاسی پس از اجرای نمايش، او را با همان اسم دخترانة نمايش صدا می کردند. اين موضوع باعث رنجش دانش آموز مزبور شد و او بازی در تئاتر را کنار گذاشت!
2-2-3 کمبود فضا
يکی ديگر از مشکلات تئاتر مدارس، کمبود فضاهای نمايش در مدارس است. بسياری از مدارس به دليل کمبود فضای آموزشی، سالنی برای اجتماعات و گردهماييها ندارند و اگر هم داشته باشند شرايط لازم برای اجرای نمايش ـ از قبيل سن، امکانات نور، صدا و... ـ در آنها فراهم نيست. اگرچه انتظار نمی رود که برای تئاتر دانش آموزی، امکانات حرفه ای فراهم باشد، حداقل امکانات هم وجود ندارد.
2-2-4 کمبود متن
يکی ديگر از مشکلات، کمبود متنهای نمايش است. متنهايی که هم اکنون وجوددارد اغلب فاقد جذابيتهای نمايش و عناصر دراماتيک است. اين متنها بيشتر به گفتارهای اخلاقی شباهت دارد که کمترين تاثيررابرمخاطب ـ به ويژه اگر دانش آموز باشدـ بر جای می گذارد. اصولا دانش آموزان ما به دليل روشهای مستقيمی که در طول اين سالها برای آموزش دانش آموزان به کار رفته نسبت به آموزش مستقيم، واکنشی تدافعی دارند. آنها از هر چيزی که رنگ و بوی پندواندرز داشته باشد گريزان اند و گاه حتی عکس آن چيزی که از آنها خواسته می شود رفتار می کنند.
از سوی ديگر، متنهای نمايشی قابل دسترس برای دانش آموزان، موضوعاتی را در بر می گيرد که با زندگی امروزی دانش آموز، حساسيتها و علايق او فاصله زيادی دارد؛ در نتيجه، هم اجرا و هم ديدن آن رغبتی در او بر نمی انگيزد.
2
-3رهيافتهای تئاتر مدرسه ای در ايران امروز
به دلايل پيشگفته، تئاتر مدارس به توجه بيشتری نياز دارند؛ چراکه آنچنان ظرفيتی دارد که در صورت رسيدگی، می تواند منبع پايان ناپذيری برای تغذية تئاتر دانشجويی و در گام بعدی تئاتر حرفه ای کشور باشد. به پاره ای از پيشنهادها که بی گمان به رونق تئاتر دانش آموزی کمک می کند اشاره می شود با اين اميد که از سوی دست اندرکاران و مسئولان مورد توجه قرارگيرد:
2-3-1 رويکرد تعليمی به ادبيات نمايشی
می توان در مدارس ساعتی را در طول هفته به ادبيات نمايشی اختصاص داد. در اين يک ساعت که می تواند بخشی از درس ادبيات فارسی، دستور، انشا و غيره باشد، آموزگار فرصت دارد دانش آموزان را با هنرهای نمايشی آشنا کند.
2-3-2 برگزاری مسابقات تئاتر
برگزاري مسابقات تئاتر بين کلاسهای يک مدرسه و بين مدارس، می تواند به تشويق دانش آموزان برای ورود به اين قلمرو بينجامد. گرچه چنين مسابقاتی کم و بيش در بعضی از شهرستانها و برخی مناطق برگزار می شود، می تواند نظم و ترتيب بهتر و گسترة بيشتری داشته باشد.
2-3-3 ديدار گروهی از تئاترهای حرفه ای
ديدار دانش آموزان از نمايشهای در حال اجرا در سالنها با هماهنگی قبلی، به يقين با تخفيفهای ويژه برای دانش آموزان همراه خواهدبود . حتی می توان در برخی موارد، از گروههای نمايشی که معمولا اجرای برنامة آنها در بعدازظهرهاست برای اجرای در ساعات صبح و در خود مدرسه، دعوت کرد. البته اين در صورتی است که فضای مدرسه، امکان اجرای نمايش را داشته باشد.
2-3-4 برگزاری مسابقات نمايشنامه نويسی
برگزاری مسابقات نمايشنامه نويسی بين دانش آموزان و يا نقدنويسی درباره نمايشهای مطرح روز و يا در مناسبتهايی مانند جشنواره تئاتر، به درگيرشدن دانش آموزان علاقه مند به موضوع تئاتر کمک می کند؛ ضمن آنکه چه بسيار نمايشنامه هايی که از دل همين مسابقات بيرون می آيد و قابل نمايش و اجرا در مدرسه است.
2-3-5 استفاده از امکانات ساير نهادها
بسياری از مدارس، فاقد فضاهای نمايش مناسب برای اجرای تئاتر دانش آموزی هستند و اين کمبود در مناطق محروم و يا شهرستانهای کوچک بيشتر محسوس است. برای حل اين مشکل پيشنهاد می شود از امکانات خانه های فرهنگ، فرهنگسراها و يا امکاناتی که در اختيار مجتمعهای فرهنگی است استفاده شود.
برای فعاليتهای ورزشی دانش آموزان، چنين هماهنگيهايی با مجتمعهای ورزشی انجام می گيرد و مثلا دانش آموزان برای برگزاری مسابقات ورزشی از سالنهايی که در اختيار سازمانهای ديگر است استفاده می کنند. اين همکاری را درخصوص تئاتر نيز می تواند برقرارکرد. بسيار از فرهنگسراها در ساعات صبح هيچگونه فعاليتی ندارند و در صورت هماهنگی و برنامه ريزی، به يقين اين امکان وجوددارد که دانش آموزان علاقه مند به تئاتر که مدارس آنها اطراف فرهنگسرا يا مجتمع فرهنگی است ساعتی از روز را برای تمرين يا اجرای نمايش از اين مکانها استفاده کنند.(6)
3.بازيهای دراماتيک
اينگونه از تئاتر کودک را گروهی «تئاتر سازنده»، برخی «نمايش خلاق» و برخی ديگر «بازی دراماتيک» ناميده اند، که نگارنده بازی دراماتيک را مناسبتر يافته است.
بازی دراماتيک(Dramatic play) فعاليتی است که به وسيلة کودک يا گروهی از کودکان انجام و اجرا می شود، برای اينکه تجربة مستقيم يا غيرمستقيمی را دوباره زنده کنند و به صورت نمايش درآورند خود را با نقش يا نقشهای اشخاص داستان يا تجربه يکی می سازند.(7)
در مقابل تئاتر متداول برای کودکان که از روی نمايشنامه اجرا می شود نوع ديگر نمايش ابداع شده است که در آن معلم، داستان يا قطعه شعری را برای گروه می خواند يا تصويری را نشان می دهد، يا قطعه آهنگی را می نوازد. بعد معلم و شاگرد با هم به تجزيه و تحليل موضوع می نشينند و خودشان امکان سناريو[= نمايشنامه]، صحنه و شخصيتها و گفت وگوها را به تدريج به وجود می آورند.
قصد از اجرای تئاتر سازنده [= بازی دراماتيک] نيروبخشيدن به قدرت تخيل و بيان بازيگر است. در ضمن، بازيگر می آموزد که چگونه در شرايط مختلف، حالات متناسب را جلوه گر سازد. هرچند ممکن است طفل قدرت بازيگر را نداشته باشد ولی تخيل و قوة بيان و امکان يادگيری کار دسته جمعی ـ همه ـ در او تقويت می شود. اين نوع تئاتر از نظر مربی می تواند واقعا جزو روشهای آموزشی قراربگيرد و روز به روز جايی رفيعتر در برنامه کلاسی بيابد .
شک نيست که تئاتر سازنده يا خلاق برای استفاده بينندگان نيست زيرا حالتی که در اثر آزادی و خلق الساعه بودن، در کلاس به وجود می آيد در روی صحنه و در مقابل تماشاگر قابل تکرار نيست. اصولا هم هيچيک از اجراهای اين تئاتر هرگز تکراری نخواهدبود. نفع و لذت اين نوع نمايش فقط خاص بازيکنان [= بازيگران] آن است نه کسان ديگر و اولين نتيجة آن آزادکردن نيروی خلاقه در کودک است و نقش دوم آن در رهبری کردن و جامة عمل پوشاندن به اين نيروی خلاقه پديدار می شود. اجرای صحيح و کامل اين تئاتر نه تنها نوعی تجربه يا ارزش آموزشی است، بلکه برای خود بازيگر نيز تجربه ای نو و پرثمر در زمينة خود بازيگری است.
گذشته از اين، اغلب اوقات در خلال اين بازيها مربی آگاه از حالات درونی و آشفتگيهای روانی طفل باخبر شده و به کمک متخصصين در درمان طفل می کوشد.[...] صاحب نظران در اين زمينه اعتقاد دارند که برای حصول حداکثر استفاده از اين نوع نمايش، بزرگسالان نبايد به صورت بازيگر يا تماشاچی در آن شرکت کنند. از طرف ديگر بازيگران خردسال نيز بايد کاملا فاقد تجربه در زمينة نمايشهای متداول برای بزرگسالان باشند.(8)
در بازی دراماتيک، کودک تجربة شخص ديگری را به صورت زنده تفسير می کند. وقتی کودکان خردسال نمايش می دهند واقعا خود را همان شخص يا حيوان احساس می کنند و در عالم خيال، خود به همان تجربه می پردازند. مثلا کودک پنج ساله ای در بازی خيالی، خود را هواپيما می کند که به سوی فرودگاهی که از سنگها ساخته است در حرکت و فرودآمدن است؛ ديگری نقش مادری را در خانه بازی می کند؛ ساير کودکان نقش شيرفروش يا مامور پست را به عهده می گيرند. گاهی کودکان در همين سن، يک داستان خانوادگی را بدون راهنمايی بزرگسالان بازی می کنند. بازی دراماتيک برای هر کودک ممکن است لکن بعضی از کودکان طبعا بيش از ديگران در بازيهای خيالی و تصوری مهارت دارند. مسئوليت بزرگی که مدرسه به عهده دارد اين است که کودکان کمرو، ضعيف عاطفه و عاجز از تخيل خلاق را در اين نوع بازيها شرکت دهد. به کودک کناره گير بايد اعتمادبه نفس و اطمينان خاطر داد که او می تواند آزادانه فکر و احساسات خود را تعبير کند. بازی ـ چنانکه می دانيم ـ از جمله واکنشهای فطری انسان است و به يادگيری احتياج ندارد؛ مخصوصا در دوران کودکی که کيفيت بازی کودک از جمله علايم وضع بهداشتی و بدنی اوست. چنانکه می گويند کودک سالم، خوب می خورد، خوب بازی می کند و خوب می خوابد. بازيهای دراماتيک ـ برخلاف عقيدة رايج ميان بيشتر معلمان ـ نه تنها موجب اتلاف وقت کودک نمی شود، بلکه بيشتر از ساعتهای درس برای آنان مفيد خواهندبود. آنچه را که کودک ضمن بازی و فعاليتهای آزاد ياد می گيرد در هيچ کتابی و کلاسی برايش آموزشی داده نمی شود. بازی دراماتيک از روی نقشه و به همکاری يک عده انجام می گيرد و معمولا بر ادبيات يا يک حادثة علمی مبتنی است.(9)
3-1 کارکردهای بازی دراماتيک
ارزشهای مثبت بازی دراماتيک خلاق شايد بيشتر از هر فعاليت خلاق ديگری است زيرا کودکان فرصتهای زيادی دارند که احساسات خود را ضمن نقشهايی که بازی می کنند مستقيما تعبير کنند. ارزش مهم بازی دراماتيک اين است که فرصت خوبی برای رشد و تکامل و تعبير عواطف به شمار می رود زيرا در اين وضع طبيعی است که کودک می تواند به طور مطلوب و درست احساس کند و هر هيجان عاطفه ای را بيان کند. همچنين کودک می تواند با همانندسازی يا اشخاص گذشته در جاهای ديگر و در اوضاع و شرايط گوناگون، تجارب زنده خود را گسترش دهد. در بازيهای دراماتيک، کودکان اطلاعاتی از مطالعات اجتماعی و طبقات علوم به دست می آورند و مورداستفاده قرار می دهند و مهارت سخنگويی ايشان رشد و تکامل می يابد. بازی دراماتيک می تواند تجارب کودک را منظم و مرتب کند. چنانکه او وقتی شخصی را در يک وضع معين تعبير می کند نشان می دهد تمام آنچه را که دربارة آن وضع می داند و راهی که شخص بدان واکنش نشان می دهد يکی می سازد، به طوری که می تواند کاملا آن را تعبير کند. همين نظم و تعبير درک و فهم کودک، زيربنای تصحيح افکار او را تشکيل می دهد و او را به يادگيری برمی انگيزد.
بازی دراماتيک وضع عالی يادگيری را فراهم می آورد زيرا اطلاعات را در وضع بسيار معنادار در اختيار کودک قرار می دهد و آن را با تجارب کلی وی مربوط می سازد. همچنين کودک گرايشها و ديدگاههای (Attitude) خود را به طور مستقيم و ضمن اوضاع و احوال مناسب و مقتضی، رشد و توسعه می دهد. تجارب عملی گاهی برای کودک غيرممکن يا غيرعملی است؛ در صورتی که تجارب بازی دراماتيک بهترين جانشين آنهاست. از طرف ديگر، بازی دراماتيک بهترين روش و وسيلة مدرسه برای آموزش تندرستی، ديدگاههای سالم، عادتهای مفيد، ديدگاههای اجتماعی و اخلاقی به کودکان است. در بازيهای دراماتيک است که کودکان زندگی دموکراتيک (زندگی براساس رعايت حقوق همگانی) و همکاری و همراهی با ديگران را ياد می گيرند و رشد می دهند و روش انتقاد علمی از خود و ديگران را می آموزند و توانايی پذيرش انتقاد پيدا می کنند. خلاصه، تعبير و تفسير ادبيات به واسطة دراماتيکهای خلاق، يادگيری را برای کودکان لذتبخش می کند. پيداست که اين ارزشها و فوايد بازيهای دراماتيک وقتی به دست خواهدآمد که کودکان شخصا در آنها شرکت کنند.(10)
کارکردهای بازی دراماتيک را می توان چنين خلاصه کرد:
3-1-1 حقايق و اطلاعات را نقل می کند؛
3-1-2 مهارتهای خاصی را رشد و گسترش می دهد؛
3-1-3 علم تجزيه و تحليل را توسعه می دهد؛
3-1-4 منابع علم را نشان می دهد؛
3-1-5 کودکان را برای مواجهه با اوضاع آينده آماده می کند؛
3-1-6 درک و فهم ديدگاههای ديگران را آسانتر می کند.(11)
3-2 اجرای بازی دراماتيک
با توجه به فوايد پرارزش بازيهای دراماتيک، اهميت و لزوم اجرای آنها به وسيلة خود کودکان روشن و مسلم می شود و هيچ معلمی نمی تواند خود را از اين وسيلة تربيتی بی نياز پندارد و بايد در مواقع مناسب و مقتضی از آنها استفاده کند. کودکان خردسال طبعا علاقه مندند که تسليم بازی تخيلی شوند به شرط اينکه آنان را مجبور يا مسخره نکنند. عامل اصلی در همة آنها اين است که کودکان مطمئن باشند آنچه را که می کنند و می گويند روی هم رفته مورد پذيرش صادقانة معلم و همکلاسان قرار خواهدگرفت.
معلم بايد کاملا به ارزش بازی آگاه و مومن باشد و بيش از اينکه به رهبری و حکمفرمايی به کودکان بپردازد به ايشان کمک کند. کسی را که بايد گوش دهد تا يادبگيرد هرگز نبايد سرزنش و محکوم کند. هرگاه کسی بخواهد مردم را بشناسد و بفهمد، بايد دارای بردباری و همدردی زياد باشد .
بازی دراماتيک، اگر به پيشنهاد کودکان هم نباشد بايد حتما به ميل و رغبت ايشان انجام گيرد و اشتياق واقعی برای اظهار و تعبير داشته باشند زيرا کاری است که آنان بايد انجام دهند و اجراکنند. بعد از اينکه بازی را آغاز کردند به راهنمايی معلم نيازمند خواهندبود و اين راهنمايی بايد به صورت پيشنهاد يا به وسيلة پرسشهايی از کودکان انجام گيرد. همچنين انتقاد معلم از بازی کودکان بايد ضمنی و به صورت غيرشخصی باشد.
اجرای بازی دراماتيک بدين ترتيب آغاز می شود که نخست کودکان داستانهايی را که خوانده اند و می توانند آنها را خوب نمايش دهند پيشنهاد می کنند. سپس از ميان آنها يکی را برگزيده تجديدنظر می کنند و می خوانند. پس از آن تصميم می گيرند که کدام قسمتهای داستان را می خواهند نمايش دهند و اين قسمتها چه نوع حوادثی را شامل اند و هريک از حوادث، يک «پردة نمايش» (scenario) را تشکيل می دهد. اکنون کودکان آماده هستند که نمايش را آغازکنند و مديرصحنه بايد به وسيلة گروه انتخاب شود. اين کودک، داوطلبانی را که برای نمايش پردة اول موردنيازند انتخاب می کند. البته نبايد تصور کرد که نقش هر کودک را مدير تعيين می کند زيرا خود کودکان قبلا نقش خود را بر گزيده اند، بلکه مدير فقط کودکی را که در پردة اول نقشی به عهده دارد انتخاب می کند. همين که همة نقشها و کاراکترها نامگذاری شدند يک يا دو بار در آنها تجديدنظر می شود و در اين موقع، نمايش را آغاز می کنند. هرگاه يکی از داوطلبان نمايش غايب شد، گروه، کودک ديگر را به جای او برمی گزينند. بعدازاين که نمايش تمام شد خود دانش آموزان به همکاری معلم به ارزشيابی آن می پردازند.(12)
«تئاتر تجربی« یک دوره عمومی از جنبشهای متعدد تئاتر غرب است که در قرن بیستم به عنوان واکنشی نسبت به نگرش رایج تئاتر آن زمان و بخصوص گرایش «ناتورالیستی» ظهور یافت. این اصطلاح در طول زمان با تغییر جهت به عنوان مسیر اصلی تئاتر جهان بسیاری از شکلهايي را كه در ابتدا افراطی پنداشته می شدند درخود پذیرفت. این واژه ( تئاتر تجربی ) امروزه، کمابیش معادل اصطلاح تئاتر آوانگارد به کار می رود. آوانگارد در زبان فرانسوی به معنی «نگهبان جلودار»، «پیش قراول» یا «پیشتاز» است؛ اما مردم به شکل معمول از این اصطلاح در زبان انگلیسی و فرانسوی برای اشاره به کارهایی که نو یا تجربی است بخصوص درباره فرهنگ و هنر استفاده می کنند.
آوانگارد به مرزهای پذیرفته شده به عنوان معناهای هنجاری در زمینهها ی فرهنگ و هنر و واقعیت یورش برده و برعلیه مرزهای مورد قبول هنر، قد علم کرده و رو به سوی آینده دارد و بر این باور است که معناهای واقعی، تنها در سایه پیشرو بودن به وجود می آیند. تئاتر تجربی، گونههاي زیر را به خود اختصاص می دهد:
«پرفورمنس آرت، تئاتر خیابانی، سورئالیسم و فوتوریسم».
تاکید تئاترتجربی بر سادگی است. تئاتر تجربی، زواید و تجملهای اضافه را کنار می زند و تاکیدش بر آن است که در صحنه آن چیزی اتفاق بیفتد که در واقعیت رخ می دهد.
استانیسلاوسکی در نامه ای به بازیگرش می نویسد: «مهم نیست که خوش یا ناخوش بازی کنی...مهم این است که حقیقی بازی کنی.»
این ساده نگاری واقعیت چنان پیش می رود که کریگ در کتاب «هنر تئاتر» خود، رویای تئاتری را می دید که تنها از طریق حرکت به احساسها دست ميیابد. از دیدگاه او چنین نمایشی باید دارای نمایشنامه یا طرح داستانی باشد، بلکه به طور ساده بخشهايی از نور و صدا و توده متحرک باشد و از این طریق، مفهوم خود را به تماشاگر منتقل کند.
«دکتر فرزان سجودی» محقق و استاد دانشگاه هنر در این باره اعتقاد دارد: «تئاتر تجربی به منزله یک خط مقدم همیشه دگرگون شونده است؛ البته این احتمال نیز همیشه وجود دارد که بخشی از آن ته نشین شده و به سنت تئاتری تبدیل شود. هنجارگریز بودن، متفاوت نگاه کردن، سنتهای قدیم تئاتری را آگاهانه برهم زدن از ویژگیهای تئاتر تحربی است.»
«سجودی» با انتقاد از عدم ارايه صحیح تعاریف اين گونه در ایران گفت: «برخی از هنرمندان متاسفانه تئاتر تجربی را با تجربه تئاتری اشتباه می گیرند. این ما را تا آنجا پیش میبرد که گاهی تئاتر دانشجویی و یا حتی آماتوري را نیز در تعریف تئاتر تجربی میگنجانيم. در حالیکه دولتی بودن تئاتر و بسته بودن فضاهای تئاتر سبب شده که تئاتر دانشجویی ما به عنوان آینده تئاتر کشور ( که می تواند تجربی نیز باشد) دچار رکود فراوان شده و در سطح آماتور باقی بماند. حال آنکه استعدادها و علایق بسیاری در دانشگاههای ما موج می زند و به دلیل دولتی بودن تئاتر و فراهم نشدن امکانات از سوی دولت، نه تنها به تجربی شدن نمی رسد، بلکه هر روز نیز شاهد عقب گرد آن هستیم. در حقیقت آنجا که باید تجربه اتفاق افتاده و آرام آرام به سوی تئاتر تجربی حرکت کنیم، می بینیم قید و بندهای گوناگون از قبیل جشنواره زدگی و حرفهای گری آنچنان سدی در این راه ایجاد می کند که اجازه رخ دادن هیچ اتفاق تئاتری را نمی دهد.»
وی در پایان گفت: تئاتر تجربی، گونه ای نمایشی است که به واسطه آن، تمام سنتهای قدیم نمایشی شکسته شده و مسايل جدید به این هنر وارد ميشود.»
این سخن سجودی ما را به این تفکر وا میدارد که شاید این بار نوبت جوانان تازه نفس است تا به آن پرداخته و به اثباتش برسانند و سپس این سوال بزرگتر و پررنگتر می شود که پس چرا تلاش نمی کنند؟ چرا نسل جدید و تازه نفس با خروارها ادعا و حرف، هیچ کاری نمی کنند و تنها نشسته اند تا دیگران انجام دهند و آنها حاصلش را ببرند. آیا آنها که ادعای تئاتر تجربی دارند، هنوز تعریف آن را نمی دانند؟
«جلال تهراني» كارگردان نسل دوم تئاتر كه در دسته بندي تئاتر نو قرار ميگيرد درباره تئاتر تجربي ميگويد: «هيچوقت به اين تعاريف فكر نكردم و نخواستم از آن دست كارگردانهايي باشم كه با دسته بندي و گروه بنديهاي تئوريك، دست و پاي خود را ببندم.»
وي ادامه داد: «در هرحال اگر بخواهم تعريفي از اين واژه ارايه دهم بايد بگويم به شكل خاصي از تئاتر گفته ميشود كه ديوارهاي گذشته را شكسته و پا به دنياي ديگري ميگذارد. به شخصه اعتقاددارم قبل از هرگونه سمينار و جلسه و ميز گردي، ابتدا بايد واژهها قرار داد شوند تا ببينيم هر واژه با چه معنايي به كار ميرود.
«نها در اين صورت است كه ديگر واژهها يي همچون تئاتر تجربي با تئاتر آماتور و تئاتر دانشجويي اشتباه نمي شود.»
كارگردان تئاتر «تك سلوليها » بيان داشت: من هيچوقت اين شانس را نداشتهام كه به عنوان دستيار كارگردان در گروهي به فعاليت بپردازم؛ بنابراين آموختهها ي من صرفا در حد مطالعه ديدن آثار نمايشي از بيرون است. به همين دليل نيز هرگز عادت نكردهام خود را در و قيد و بندهاي بي جهت قرار دهم كه حاصلي جز غرق شدن در تئوري و دور شدن از هنر اصيل تئاتر ندارد. من فكر ميكنم يك هنرمند بايد آزادانه و به دور از اين خط كشيهاي بي مورد، اثرش را خلق كرده و به صحنه ببرد و مخاطبان نيز با كاملا آزادانه، نمايشها را انتخاب كرده و بدون هيچ اعمال سليقهاي به تماشاي آنچه خود دوست دارند بنشينند.»
اين نكته ما را به سوي «آنا هلپلين»، مهمترين طراح حركت «نو» در تئاتر جهان ميبرد كه در باره استقبال تماشاگران از نمايشش ميگويد: «مردم ميدانستند كه به آنها گفته نخواهد شد كه چه بكنند. هر كاري ميخواستند، ميتوانستند انجام دهند يا موجبات هر اتفاقي را فراهم آورند. آدمها واقعا چنين مسئوليتهايي را دوست دارند. اين به آنها احساس احترام به خود داده و فرصتي در اختيارشان قرار ميدهد تا از تمام قابليتهايشان استفاده كنند.»
البته روش «آنا هلپلين» در ايران، روشي تقريبا ناشناخته محسوب ميشود. هنر او در اجراي يك اثر، مشاركت با تماشاگر است. تماشاگران به داخل صحنه ميآيند و با بازيگران بدون هماهنگي قبلي، ديالوگ گفته و ارتباط برقرار ميكنند. ميآيند و ميروند، بدون اينكه كسي در كار آنها دخالتي انجام دهد. اين روش اجرايي نمايش كه در ايران بي سابقه است، نمونه كاملي از يك تئاتر تجربي است؛ نمونهاي كه «پرفورمنس آرت» ناميده ميشود.
هنري كه «محمود رضا رحيمي»، كارگردان نسبتا جوان تئاتر ايران به آن ميپردازد. به عقيده او تئاتر تجربي، عبارت است از سرآمد اطلاعات، اندوختهها و دانش يك هنرمند با تجربه كه مراحل قديمي تئاتر را پشت سر گذاشته و از كليشهها عبور كرده است.
رحيمي معتقد است: «هنرمند تئاتر تجربي بايد پا را از تمام گونه گوناگون تئاتري جلوتر گذاشته و با بهرهوري از قدرت ريسك، تن به فرايند طولاني به نام تجربه كردن بسپارد.»
او درباره اختلاف تئاتر تجربي و تجربه تئاتري ميگويد: «حقيقتا ما حتي تجربه تئاتري هم نداريم چه رسد به تئاتر تجربي !»
وي درباره دليل اين ادعايش، چنين ميگويد: «تجربه تئاتري زماني به وقوع ميپيوندد كه هنرمندان به دليل ذات تئاتر، دست به خلق اثر بزنند، نه به دليل كسب شهرت و به طبع آن برطرف كردن غم نان.
تا زماني كه تئاتر ما متكي به دولت است و خصوصي سازي در آن حرفي بي مورد به حساب ميآيد، هرگز يك هنرمند نمي تواند يك روند طولاني براي رسيدن به اثر هنري را طي كند. در شرايطي كه زمان تمرين تئاتر حرفهاي كشور، تنها يك تا دوماه است هيچ اندوختهاي به عنوان تجربه تئاتري به وجود نمي آيد.
رحيمي درباره ارتباط تئاتر دانشجويي، آماتور و تجربي گفت: «كاربرد واژه آماتور در تئاتر كشور يك اشتباه است؛ زيرا ما اين واژه را درباره يك فرد ناشي به كار ميبريم در حاليكه در معناي حقيقي كلمه، آماتور به شخصي گفته ميشود كه مراحل ابتدايي را در عرصه خلاقيت هنري سپري ميكند. پس از آن است كه به مرحله تئاتر تجربي ميرسيم.»
اين كارگردان بيان كرد: «تئاتر دانشگاهي را نمي توان در كنار دو مرحله ديگر قرار داد. در تئاتر دانشگاهي، هنر آموز دستورها را آموخته و براي شكست اين دستورها و قراردادها تلاش ميكند تا به ابداع دستورها و قراردادهاي جديدي نايل شود. ما نو آموز را با آماتور اشتباه گرفتهايم در حاليكه در شرايط امروز تئاتر كشور، يك فرد حرفهاي هم ميتواند آماتور محسوب شود.»
اين عقايد رحيمي با توجه به سخنان «پيتر بروك» در سال 1935 در سفر به مكزيك، تفاوت وضع و موقعيت هنري كشور ماه با استانداردهاي جهاني را آشكار ميكند.
بروك در آن سالها گفت: «من در جستجوي ناممكن هستم. خواهيم ديد كه بالاخره آن را پيدا ميكنم. اعتقاد دارم كه هنوز هم نيروهاي خروشاني وجود دارد كه خون را به جوش ميآورد. تئاتري كه در تصوير و شايد در وجودم دارم در صحنه خود را آشكار تر نشان ميدهد.»
اشاره بروك به صحنه تئاتر مكزيك و اعتراض به از بين رفتن ريشهها ي سرخپوستي آن بود كه به موجي از جنبشهاي اعتراضي در تئاتر تجربي دامن زد.
«آروند دشت آرای»، کارگردان جوان تئاتر که به اجرای نمایشهای موسوم به تئاتر تجربی شهرت دارد در این باره ميگويد: «به عقیده من تئاتر تجربی، تئاتری است معترض، نسبت به شرایط جامعه و به متعارفها حمله کرده و در پی دستیابی به غیر متعارفهاست. البته این گونه تئاتري در ایران، ابدا با تعاریف جهانی آن همخوانی ندارد . ضمن اینکه هر اتفاق جدید و یا هر اثر متفاوت و حتی مدرن را نميتوان به راحتی تئاتر تجربی نامید. به عقیده من برای دسته بندی هر اثر هنری، ابتدا باید به طور دقیق ویژگیهای آن سبک یا مکتب را شناخت و سپس با دانش و آگاهی کامل، حکم تعیین کرد.»
دشت آرای اذعان می دارد: «من فکر می کنم این وظیفه منتقد است که اثر را دیده و سپس بر اساس تقسیمبندیها ی تئوریک مرسوم در دنیا، درباره گونه آن اظهار نظر کند؛ زیرا هرگز یک کارگردان پیش از خلق اثرش، نمی تواند تصمیم بگیرد که به طور مثال «آوانگارد»، «رئالیسم»، «ناتورالیسم» و یا تجربی کار خواهد كرد.»
منتقدی که دشت آرای از آن یاد می کند در تعاریف آکادمیک و بینالمللی تئاتر تجربی، «دراماتورژ» نام دارد. «گتهلد لسينگ»، مهمترین و مشهورترین دراماتوروژ آلمانی در کتاب خود به نام طدراماتوروژي هامبورگی»، «دراماتوروژ» را یک منتقد درون گروهی نامیده و فعاليت او را در يك اجراي صحنهاي بشدت قابل رويت دانسته است. برتولت برشت نیز به عنوان یکی از بنیانگذاران تئاتر تجربی د ر این باره می گوید:
«دراماتوروژ، ناظري منتقد و منتقدي آگاه است كه نگاهي تازه دارد. او كسي است كه نقش محقق مرتبط با اثر نمايشي را دارد.»
منتقدی که دشت آرای به آن اشاره می کند، نه یک منتقد بیرون گروهی ساده که یکی از مهمترین ارکان یک گروه تئاتری است و با نویسنده و کارگردان اثر، ارتباطی تنگاتنگ داشته ودرباره نمایش نظر می دهد.
دشت آرای عقیده دارد: «یک کارگردان می تواند پس از به پایان رسیدن اجرای نمایشش در پیش خود به عنوان یک منتقد، فرایند اثر نمایشی خودرا به نقد بگذارم.»
وی درباره اشتباه رایج بسیاری از هنرمندان دریکی دانستن واژهها ی تئاتر تجربی با تجربه تئاتری و یا حتی تئاتر دانشجویی افزود: «این موضوع چیزی شبیه یک شوخی است. طبیعی است که هر هنرمند با به صحنه بردن یک اثر، دست به یک تجربه جدید می زند؛ تجربه ای که می تواند دانشجویی، آماتور و یا حرفه ای باشد؛ اما به طور قطع، تمامی تجربهها به تئاتر تجربی ختم نمی شوند.»
باید دانست تجربه کردن آن گونه که دشت آرای بر آن تاکید دارد در تئاتر مدرن نیز مورد نقد و نظر فراوان قرارگرفته است به گونه ای که کریگ در مقاله «هنرمندان تئاتر آینده» بیان می دارد: «برای نجات تئاتر باید آن را نابود کرد. ما تئاتر آینده را خواهیم ساخت... تا هنگامی که به این کار مشغولیم، بگذارید روی هنری حساب کنیم که وزنی سنگینتر از همه هنرهای دیگر خواهد داشت؛ هنری که کم می گوید و بیشتر از همه هنرها نشان می دهد...5
در راستای سخنان دکتر سجودی که تئاتر تجربی را مترادف با شکستن سنتهای پیشین تئاتر می دانست، ادوارد گوردون كريگ» در سال 1920 مانیفستی درباره تئاتر نوین خو د در کتابش به نام «هنر تئاتر» بیان می کند که در آن تئاتر «تنها از طریق حرکت به احساسها دست مييابد». به عقیده وی این گونه تئاتر باید از هرگونه نمایشنامه یا حتی طرح داستانی(قصه گو) دور باشد. او معتقد بود: «تئاتر سنتی ما انباشته از کلمات شده، حال آنکه ریشهاش در حرکت میم بوده است.» به نظر او درام نویس خوب، کسی است که بداند بینایی سریعتر و قدرتمند تر از هر حس دیگر تماشاگر را جذب می کند و در کتاب به سوی «تئاتر نو»، نقل می کند که کلمه تئاتر از اصل یونانیاش به معنای مکانی برای «دیدن نمایشها» گرفته شده است.
این ویژگی نمایش نو یا تجربی در ایران، بيشتر در آثار یک نویسنده «محمد چرم شیر» ديده ميشود. کسی که بسیار می نویسد و در هر نوشتن به تجربه تازه ای دست می یابد. چرم شیر در همه گونهها نوشته؛ اما تجربه همکاریاش با «آتیلا پسیانی» روش جدیدی است که بر اساس تعریف کریگ به طور خاص در گونه «نو» یا «آوانگارد» یا همان «تجربی» می گنجد. گونهاي که کلمات و یا داستان پردازی را جایگزین تئاتر با معنای دیدن نمایشها نمی کند. «گنگ خواب دیده»، «بسه ديگه خفه شو»، «كاليگولا شاعر خشونت»، «زمين صفر» و... از جمله آثار این ژانر است؛ نکته اینجاست که دسترسی به چرم شیر، تقریبا غیر ممکن شده و امکان انعکاس سخنان یکی از فعالترین هنرمندان این گونه تئاتری مهیا نشد.
«آتیلا پسیانی» کارگردان و گاهی نویسنده گونه تجربی ميگوید: « به نظر من هنر مدرن، هیچ محدوده ای برای خودش قايل نیست، بلکه برعکس، هنر مدرن در هر لحظه به بیان اندیشه می پردازد. این اندیشه صرفا یک محتوا نیست، بلکه این امکان وجود دارد که بیان مورد بحث، گونهای فرمالیسم باشد. پر فور منس آرت چنین شمایلی را ایجاد میکند. آنچه در پرفورمنس رخ ميدهد، چیزی است که در اتاق تاریک ذهن تماشاگر اتفاق میافتد.»
پسیانی که علاوه بر حذف کلام و داستان از نمایش خود، نشانه را نیز از مفهوم سنتی خود خارج ساخته و آشنایی زدایی را در هر بخش از نمایش خود وارد كرده در این باره معتقد است:
«در تئاتر نو، هر نشانه را نمی توان همواره وابسته به یک مفهوم خاص فرض کرد، بلکه برعکس، هنرمند این توانایی را دارد تا از نشانهها در عرضه نمایش، کارکردی متفاوت بگيرد. اگر در این حالت با نگاه متعارف به نشانه بنگریم، آنها را بیانگر مفاهیم قبلی خود خواهیم یافت؛ اما اگر در همینجا، نشانهها، کلیدی ارايه کنند که به آن واسطه بتوانند به شکل جدیدی با اثر برخورد کنند، می توان به معنای جدیدی دست یافت. به نظر من کار هنرمند به جای کلید متعارف که از مخاطب گرفته، ارايه کلیدهای جدید است.»*
شايد اين نوع تئاتر مورد بحث از همان گونه نمایشی است که «آنتون آرتو» در سال 1925 دربارهاش نوشت: «اگر مردم عادت تئاتر رفتن را از دست داده اند برای این است که ما چهارصد سال؛ یعنی رنسانس به بعد، معتاد به تئاتر توصیفی و روایی بودهایم.»
شاید مشکلی که بیش از هر چیز تئاتر امروز کشور ما را فراگرفته، همین میل به داستان گویی است که هنرمندان تئاتر ما (حتی آنان که ادعای نو بودن می کنند ) با آن دست به گریبانند. حال آنکه تئاتر امروز دنیا، فراتر از این است. پیتر بروک، پدر تئاتر مدرن د ر سال 1971 نوشت: «من معتقد نیستم که وضع موجود تئاتر خوب است، حتی عقیده ندارم، كه بهبود پیداکند. حادثههای گوناگون در گوشه و کنار تئاتر اتفاق میافتند و مکتبهای مختلف تئاتری می آیند و میروند. نمایشنامه نویسان تازه فرا می رسند؛ اما من به هیچیک از اینها امید ندارم؛ زیرا فکر نمی کنم به مسايل اساسی بپردازند. چگونه می توان تئاتر را برای مردم تبدیل به یک نیاز مطلق کرد؟ چیزی که نیاز ساده ارگانیک است. باور داشتن، یک نیاز است. این همان چیزی است که جامعهها ی صنعتی غرب از دست داده اند و من در پی یافتن آن هستم.»
آری احساس نیاز به تئاتر، چیزی است که سبب پیشرفت تئاتر و به طبع آن فرهنگ آن کشور می شود به شرط آنکه همه بخواهند.
*-مراجعه به گفتگوي او در ايران جمعه با پريس تنظيفي
1ـ تئاتر تجربي؛از استانيسلاوسكي تا پيتر بروك، جيمز روز اونز، مترجم: مصطفي اسلاميه، نشر سروش، 1376
2-Experimental Theatre from Stanislavsky to peter brook
ن: james roose evans
3ـ دايره المعارف 3-Wikipedia
4- To ward anew teatre – writer: kereg
5ـ ایران جمعه، سال دهم، شماره 2736،8 اسفند 1382